وبلاگ
روشی ساده که میتواند خستگی ذهنی را کمتر کند؛ فقط یک ساعت بدون هدف زندگی کنید
نکات مهم این مطلب در یک نگاه
- ساعتهای بدون هدف فقط استراحت ساده نیستند این زمانها به فعالیتهایی اختصاص دارند که هیچ نتیجه یا هدف مشخصی پشت آنها نیست و همین موضوع به سیستم عصبی فرصت میدهد واقعاً آرام شود.
- احساس عذاب وجدان بابت کمکار بودن مخصوصاً برای افراد سختکوش و کمالگرا، یک مانع جدی است اما بازیابی واقعی انرژی زمانی اتفاق میافتد که بتوانید زمانی را بدون هدف خاص بگذرانید نه اینکه فقط یک کار را با کاری دیگر جایگزین کنید.
- شروع از قدمهای کوچک اهمیت زیادی دارد حتی ۳۰ دقیقه انجام یک فعالیت بدون هدف مشخص هم میتواند به مرور به عادتی تبدیل شود که خلاقیت را افزایش میدهد کیفیت خواب را بهتر میکند و تحمل استرس را بالا میبرد.
بر اساس مقله منتشر شده در سایت aol من قبلاً فکر میکردم آدم بسیار مفیدی هستم برنامه روزانهام رنگبندی داشت همیشه از منظم برنامه روزانه خودم را یادداشت میکردم و قبل از اینکه حتی از رختخواب بلند شوم کارهای روزم را در ذهنم مرور میکردم برای من هر کاری باید نتیجهای میداشت خلاصه بگم کار نیمه تمام نداشتم حلاصه بگم یک تیک روی فهرست کارها.
استراحت در ذهن من فقط زمانی معنا داشت که دیگر کاملاً از کار کردن خسته شده باشم.
اما کم کم فرسودگی سراغم آمد یک بعدازظهر جمعه بود که نشستم تا چیزی بنویسم اما نتوانستم حتی یک جمله تایپ کنم کمکم از دیدن برنامه روزانه خودم هم حس بدی پیدا میکردم مدام گوشی را برمیداشتم نه چون میخواستم بلکه چون دستهایم نمیدانستند چه کار دیگری انجام دهند.
خسته بودم؛ اما بیشتر از خستگی، احساس پوچی میکردم خواب بیشتر هم کمکی نمیکرد چون من هیچوقت یاد نگرفته بودم واقعاً چطور متوقف شوم همان زمان بود که شروع کردم به امتحان کردن چیزی که حالا اسمش را «ساعتهای بدون هدف» گذاشتهام.
ساعت بدون هدف دقیقاً چیست؟
ایده آن خیلی ساده است و شاید همین سادگی باعث میشود خیلیها آن را جدی نگیرند.
ساعت بدون هدف یعنی بخشی از زمان را به کاری اختصاص دهید که هیچ هدف مشخصی پشت آن نباشد قرار نیست مهارت جدیدی یاد بگیرید به نتیجه خاصی برسید یا چند کار را همزمان انجام دهید فقط کاری را انجام میدهید چون از آن حس خوبی میگیرید.
این با استراحت عادی فرق دارد حتی با تفریح هم متفاوت است چون تفریح هم گاهی فشار پنهانی ایجاد میکند مثلاً در سفر ممکن است احساس کنید باید حتماً خوش بگذرد یا چیزی برای تعریف کردن داشته باشید.
اما در ساعت بدون هدف چنین چیزی وجود ندارد اگر فقط برید سراغ کمد و یک لباسی که دوست دارید بپوشید و در محله قدم بزنید و به چیز خاصی فکر نکنید دقیقاً هدف همین است اگر مشغول مرتب کردن چند شاخه گل خشک شوید باز هم درست انجامش دادهاید اینجا هیچ قانون و روش درستی وجود ندارد.
چرا مغز ما به این زمان نیاز دارد؟
موضوعی که دیر متوجه شدم این بود که استرس مزمن فقط به زیاد کار کردن مربوط نمیشود وقتی مدام در حال انجام کار رسیدن به نتیجه یا دنبال کردن هدفی هستیم در واقع به مغزمان پیام میدهیم که هنوز وسط یک شرایط اضطراری قرار داریم.
دنیل تیلور وایت درمانگر و پژوهشگر حوزه سلامت روان توضیح میدهد:
کار کردن مداوم باعث میشود سیستم عصبی برای مدت طولانی در حالت آمادهباش باقی بماند در این شرایط ذهن دائماً به دنبال هدف بعدی میگردد نتایج را ارزیابی میکند و به کارهای باقیمانده فکر میکند.
به همین دلیل خیلی از افراد حتی بعد از تعطیلات هم احساس میکنند هنوز خستهاند.
چطور این عادت را ایجاد کردم؟
صادقانه بگویم دفعات اول اصلاً موفق نشدم مثلاً دفتر طراحی را برمیداشتم اما بعد از چند دقیقه به خودم میگفتم بهتر است این زمان را صرف کار مهمتری کنم یا حداقل پادکستی گوش بدهم که چیز مفیدی یادم بدهد.
احساس عذاب وجدان برای مفید نبودن کاملاً واقعی است مخصوصاً برای افراد سختکوش و خلاق.
ساشا آنتون مشاور سلامت رفتاری میگوید:
بسیاری از افراد خسته و فرسوده برای استراحت فقط یک فعالیت مفید را با فعالیت مفید دیگری جایگزین میکنند و بعد تعجب میکنند چرا هنوز احساس خستگی دارند.
چیزی که به من کمک کرد شروع از قدمهای کوچک بود بهجای اختصاص دادن یک بعدازظهر کامل با ۳۰ دقیقه صبحهای شنبه شروع کردم همچنین از قبل تصمیم میگرفتم قرار است چه کاری انجام دهم تا وقتم صرف فکر کردن نشود.
بعضی هفتهها نقاشی با آبرنگ میکردم بعضی وقتها بدون مقصد خاصی پیادهروی میرفتم و گوشی را در خانه میگذاشتم و از همه شبکه های اجتماعی دوری میکردم یک بار هم فقط در حیاط خانه نشستم و گربهام را تماشا کردم شاید عجیب به نظر برسد اما واقعاً آرامشبخش بود.
کمکم این زمان بیشتر شد و حالا آخر هفتهها دو ساعت را به آن اختصاص میدهم حتی بعضی شبها هم ۲۰ دقیقه برایش وقت میگذارم جالب اینکه همین ۲۰ دقیقه بیشتر از بسیاری از عادتهای سلامتی که امتحان کرده بودم به خوابم کمک کرده است.
در این ساعتها چه کاری انجام دهید؟
پاسخ ساده است هر کاری که دوست دارید اما اگر سالها عادت کرده باشید زمانتان را با نتیجه آن بسنجید این جواب شاید سخت باشد برای شروع میتوانید این ایدهها را امتحان کنید:
- بدون مقصد خاصی پیادهروی کنید.
- غذایی جدید درست کنید، نه برای کامل شدن، فقط برای لذت بردن از فرایند آن.
- به سراغ سرگرمی قدیمیتان بروید.
- با یک نوشیدنی گرم بیرون بنشینید و هیچ برنامهای نداشته باشید.
- بدون قصد خرید در کتابفروشی یا بازار قدم بزنید.
- کتاب محبوب قدیمیتان را دوباره بخوانید.
- چند دقیقه هیچ کاری انجام ندهید و فقط با سکوت همراه شوید.
چه چیزی برای من تغییر کرد؟
از وقتی این کار را شروع کردهام نویسنده بهتری شدهام شاید عجیب به نظر برسد مثل اینکه استراحت دادن به عضله باعث قویتر شدن آن میشود اما هفتههایی که برای این زمان ارزش قائل میشوم ایدهها راحتتر به ذهنم میرسند نوشتن روانتر میشود و کمتر کارها را نیمهکاره رها میکنم.
اما مهمتر از همه این است که حالا با استرس متفاوت برخورد میکنم نه به این دلیل که زندگی آسانتر شده بلکه چون یاد گرفتهام گاهی همه چیز را کنار بگذارم حالا میدانم یک ساعت زندگی کردن بدون اینکه لازم باشد چیزی را ثابت کنم چه حسی دارد.
و وقتی هفتههای سخت از راه میرسند چیزی دارم که به آن برگردم نه یک راهحل نه یک نتیجه فقط یک ساعت که کاملاً متعلق به خودم است.
و در آخر شما چه ایده ای دارید ایا این ایده به نظر شما مناسب هست حتما در قسمت نظرات با ما به اشتراک بگذارید.

